پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۳

بحر وجود محشر موج و حباب گیر

قطع نظر ز دل کن و عالم خراب گیر

از تشنگی گداخته دلها نظاره کن

عطر گلاب چاره ز موج سراب گیر

از ضعف دل بمیر و مکش منت کسی

از دود آه قوت بوی گلاب گیر

رنگ شکست دل ز رخت می شود عیان

مگشا لب شکایت و جام شراب گیر

یا جمع و خرج دفتر عالم در آب ریز

یا هر نفس که می کشی از دل حساب گیر

صید دل رمیده به افسون نمی شود

فتراک برق ساز(و) کمند از شهاب گیر

کس از شکست خویش ز دام فنا نجست

خود را مگیر ذره فزون ز آفتاب گیر

گر صدق نیت از نفست جوش می زند

از دل کن استخاره و بر کف کتاب گیر

همچون اسیر خنده زنی تا به مهر و ماه

ساغر ز نقش پای سگ بوتراب گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۵دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیر
  2. شمارهٔ ۶۷۶ای برای دلم سراپا ناز
  3. شمارهٔ ۶۷۷ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
  4. شمارهٔ ۶۷۸پرتو شمع تو پروانه گداز است هنوز
  5. شمارهٔ ۶۷۹سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
  6. شمارهٔ ۶۸۰راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
  7. شمارهٔ ۶۸۱مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
  8. شمارهٔ ۶۸۲قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.