پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۴

صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر

آب و رنگ از همت باد بهاری یادگیر

بی تکلف مشربی پر مبتذل شد جان من

درسی از الفت بخوان حرفی ز یاری یادگیر

آرمیدن نشئه می آرد بقدر انتظار

شیوه آسودگی از بیقراری یادگیر

سوخت جانت شد غبارت دود از این سودای خام

ترک صیادی کن و مطلب شکاری گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۶ای برای دلم سراپا ناز
  2. شمارهٔ ۶۷۷ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
  3. شمارهٔ ۶۷۸پرتو شمع تو پروانه گداز است هنوز
  4. شمارهٔ ۶۷۹سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
  5. شمارهٔ ۶۸۰راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
  6. شمارهٔ ۶۸۱مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
  7. شمارهٔ ۶۸۲قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس
  8. شمارهٔ ۶۸۳گفت‌وگویی شنیده‌ام که مپرس
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.