پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۶

زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر

بخت دگر سپهر دگر کوکب دگر

یاد دعا نکرده ریاض اثر شکفت

از فیض دل نماند مرا مطلب دگر

حرفی به گوش سیلی استاد می کشم

پر کرده ام کتاب دل از مکتب دگر

یاران طبیب ساقی و ساقی طبیب ما

جان در خمار دیگر و دل در تب دگر

صید اثر شکاری وحشی نگاه کیست

هر لحظه بیخودانه کنم یا رب دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  2. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
  3. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
  4. شمارهٔ ۶۷۱به نام گریه من فال می‌زند زنجیر
  5. شمارهٔ ۶۷۲نگنجد در سرم سودای زنجیر
  6. شمارهٔ ۶۷۳بحر وجود محشر موج و حباب گیر
  7. شمارهٔ ۶۷۴صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر
  8. شمارهٔ ۶۷۵دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.