پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۸

ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر

هر موی بر سر از تو در اندیشه دگر

رفتم که زیر سایه هر برگ این چمن

خالی کنم به یاد خزان شیشه دگر

جز عشق نیست مسئله آموز کفر و دین

از پیش برده هر کس از او پیشه دگر

درد تو کوهکن دل ما بیستون صبر

هر داغ کهنه زخم دم تیشه دگر

کی عشق جا کند به دل بوالهوس اسیر

شیر است آنکه دم زند از پیشه دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
  2. شمارهٔ ۶۷۱به نام گریه من فال می‌زند زنجیر
  3. شمارهٔ ۶۷۲نگنجد در سرم سودای زنجیر
  4. شمارهٔ ۶۷۳بحر وجود محشر موج و حباب گیر
  5. شمارهٔ ۶۷۴صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر
  6. شمارهٔ ۶۷۵دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیر
  7. شمارهٔ ۶۷۶ای برای دلم سراپا ناز
  8. شمارهٔ ۶۷۷ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.