پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۵

داردم شوق تو بیتاب سفر

شمع بزمم شده مهتاب سفر

بستر راحت من سیماب است

در وطن برده مرا خواب سفر

شوق خضر ره و من باد صبا

بی سر انجامیم اسباب سفر

در ره تفرقه دل چو غبار

هست جمعیت من باب سفر

برده شوق وطنم از ره و من

داده ام خانه به سیلاب سفر

دارم آرام ز بی آرامی

شده بیتابی من تاب سفر

سر به نقش قدمی دارد اسیر

می کند سجده به محراب سفر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۷دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
  2. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  3. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
  4. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
  5. شمارهٔ ۶۷۱به نام گریه من فال می‌زند زنجیر
  6. شمارهٔ ۶۷۲نگنجد در سرم سودای زنجیر
  7. شمارهٔ ۶۷۳بحر وجود محشر موج و حباب گیر
  8. شمارهٔ ۶۷۴صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.