پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۴

مستم و آن چشم شهلا در نظر

شوخ می رقصد تماشا در نظر

بسته آیین گریه مژگان مرا

قطره خونی است دریا در نظر

امشب از نظاره مستی می کنم

بسته آیین عکس مینا در نظر

مصلحت بین صبح خیزان تو را

سرمه خوابی است دنیا در نظر

مشق باران می کند مژگان من

کاغذ ابری است صحرا در نظر

هیچ بر هیچ است چون خواب خمار

حسن رنگ آمیز دنیا در نظر

جلوه ای سر کرد و می ریزد اسیر

برگ گل از خاک آن پا در نظر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۶زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر
  2. شمارهٔ ۶۶۷دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
  3. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  4. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
  5. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
  6. شمارهٔ ۶۷۱به نام گریه من فال می‌زند زنجیر
  7. شمارهٔ ۶۷۲نگنجد در سرم سودای زنجیر
  8. شمارهٔ ۶۷۳بحر وجود محشر موج و حباب گیر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.