پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۲

حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذر

حجابت می کشد درد سر از آه حزین مگذر

غباری هر طرف چون ذره در پرواز می آید

قیامت می شود از آه مشتاقان چنین مگذر

به عشق آشناییها به جان بیوفاییها

که مست سرگرانی از دل ما بیش از این مگذر

ز یکتایی غبار نیستی تسخیر عالم کرد

سلیمان گر شوی زنهار از این نقش نگین مگذر

شراری بلکه افروزد چراغ کشته ما را

اسیر از پشتگرمیهای آه آتشین مگذر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۴مستم و آن چشم شهلا در نظر
  2. شمارهٔ ۶۶۵داردم شوق تو بیتاب سفر
  3. شمارهٔ ۶۶۶زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر
  4. شمارهٔ ۶۶۷دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
  5. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  6. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
  7. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
  8. شمارهٔ ۶۷۱به نام گریه من فال می‌زند زنجیر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.