پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۱

خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه تر

خوش به سامان می رسد سیر گلستان تازه تر

خاطر آشفته کار زلف و کاکل می کند

خود پسندیهای مجنون در بیابان تازه تر

در بیابان جنون ریگ روان چشم تر است

سایه خار مغیلانش ز مژگان تازه تر

نقش پا در وادی حیرت ز مجنون می رمد

شوخ چشمی های این وحشی غزالان تازه تر

مکتب زنجیر را هر حلقه طفل دیگر است

کار پیران در لباس خردسالان تازه تر

خنده گل بنده چاک گریبان کسی

گل فروشی های خندان نمایان تازه تر؟

جان بیتابی فدای چین ابرو می کنم

سر گرانیهای عمدا شوخ چشمان تازه تر

تا نخواند غیر من کس مصرع سودا اسیر

نسخه جمع آوردن خط پریشان تازه تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۳خط آزادی پریشان می نماید در نظر
  2. شمارهٔ ۶۶۴مستم و آن چشم شهلا در نظر
  3. شمارهٔ ۶۶۵داردم شوق تو بیتاب سفر
  4. شمارهٔ ۶۶۶زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر
  5. شمارهٔ ۶۶۷دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
  6. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  7. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
  8. شمارهٔ ۶۷۰آشوب در قلمرو ترکش ندید تیر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.