پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶۰

انداز لطفش از گل و گلزار تازه تر

بی مهریش ز گرمی بسیار تازه تر

بی باده مو به موی دماغم در آتش است

گشتم خمار مستی سرشار تازه تر

درد پیاله باده کشان قوت دل است

گلهای باغ شهرت خمار تازه تر

صلحش میان جنگ چها تازه روست های!

در عین مهربانیش آزار تازه تر

خلوت نشین مست اسیرت شود اسیر

این گل به باغ کوچه و بازار تازه تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶۲حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذر
  2. شمارهٔ ۶۶۳خط آزادی پریشان می نماید در نظر
  3. شمارهٔ ۶۶۴مستم و آن چشم شهلا در نظر
  4. شمارهٔ ۶۶۵داردم شوق تو بیتاب سفر
  5. شمارهٔ ۶۶۶زنجیر شوق ما شده روز و شب دگر
  6. شمارهٔ ۶۶۷دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگر
  7. شمارهٔ ۶۶۸ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگر
  8. شمارهٔ ۶۶۹هر گردش چشم تو پریخانه دیگر
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.