پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

آن دل که نام درد نداند سپند کیست

آن دیده ای که نم ندهد مستمند کیست

گشتم غبار و باد ز باغم نمی برد

دانم که نخل سایه سرو بلند کیست

گردیده است خانه دلها خراب از او

تا سرمه خانه زاد غبار سمند کیست

هر برگ این چمن دل در خون تپیده ایست

بلبل بگو تبسم گل زهرخند کیست

غافل نمی شوی نفسی از اسیر خویش

دانسته ای مگر که دلش در کمند کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵نمی داند محبت درهم از کیست
  2. شمارهٔ ۳۳۶بوی چمن ز خانه به دوشان شوق کیست
  3. شمارهٔ ۳۳۷گلزارها ز اشک جگرتاب چشم کیست
  4. شمارهٔ ۳۳۸جنون بوی گل افسانه کیست
  5. شمارهٔ ۳۳۹بی غرض چون گردد الفت محرم و بیگانه کیست
  6. شمارهٔ ۳۴۰گریه بیقرار پیدا نیست
  7. شمارهٔ ۳۴۱رفت از پیر و جوان طاقت و کس پیدا نیست
  8. شمارهٔ ۳۴۲به فکر خاطر ناشاد ما نیست
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.