پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۱

در کوی خرابات نشستم به سلامت

سر حلقهٔ رندانم و فارغ ز ملامت

خوش خانهٔ امنی است بیائید و ببینید

مستان همه خوش ایمن و یاران به سلامت

زین خلوت میخانه به جائی نتوان رفت

نه یک دو سه روزی نروم تا به قیامت

هر کس که ازین مجلس ما روی بتابد

جاوید ندیمش نبود غیر ندامت

گر زاهد مخمور مرا قدر نداند

بسیار عزیزم بر رندان به کرامت

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

روشن نتوان دید نظر کن به تمامت

خوش جام حبابیست که پرآب حیاتست

می نوش و غنیمت شمر آن جام مدامت

اعیان چو همه صورت اسمای الهند

نامی طلب ای خواجه که نامی است به نامت

گر بنده سید شوی و یار حریفان

سلطان جهان یار شود بلکه غلامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۳هرگز نبود عاشقی و راه سلامت
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۴مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۵مائیم و می صحبت رندان خرابات
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۶نعمت الله مظهر ذات و صفات
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوست
  6. غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است
  7. غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.