پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۳

هرگز نبود عاشقی و راه سلامت

رندان نگریزند ز مستان به ملامت

تو میر خراباتی و من مست خرابم

رندانه درین هفته بیابیم به سلامت

سر در قدمت بازم و پای تو ببوسم

دست من و دامان تو تا روز قیامت

در خاک درت هر که نشنید بتوان یافت

در صدر خرابات به صد عجز و کرامت

گر دل نفسی نقش خیال دیگری دید

جان پیشکشت می کنم اینک به غرامت

از خال نهی دانه و از زلف کشی دام

مرغ دل خلقی همه افتاده به دامت

می نوش کن ای سید رندان خرابات

شادی حریفان که جهان باد به کامت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۵مائیم و می صحبت رندان خرابات
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۶نعمت الله مظهر ذات و صفات
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوست
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است
  5. غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.