پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۱

عشق آمد و عقل کرد غارت

ای دل تو به جان بر این بشارت

ترک عجمیست عشق دانی

ور ترک غریب نیست غارت

گفتم به عبارتی در آرم

وصف رخ او به استعارت

چون آتش عشق او برافروخت

هم عقل بسوخت هم عبارت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتاد
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهاد
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجد
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آورد
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار می‌خند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.