پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۵

آب چشم ما به روی ما فتاد

سو به سو گشت او ولی دریا فتاد

روی ما خوش بود خوشتر شد از آن

آبرو داریم بروتا فتاد

آب دیده اشک مردم ‌زاده بود

خورش روان گردید در دریا فتاد

چیست عالم شبنمی از بحر ما

میل مأوا کرد با مأوا فتاد

عاقلی نقش خیالی بسته بود

عشق آمد کار او در پا فتاد

هر که افتاد او ز چشم عارفی

دل به او کم ده که از دلها فتاد

نعمت‌الله در خرابات مغان

مجلسی رندانه دید آنجا فتاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجد
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آورد
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار می‌خند
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱عاشقانی که در جهان باشند
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۳چشم ما روشن به نور او بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.