پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۳

چشم ما روشن به نور او بود

این چنین چشم خوشی نیکو بود

روبروی خویش بنشیند چو ماه

آئینه گر ساده و یک‌رو بود

دل به دریا رفت و ماه در پیش

حال دریا عاقبت تا چو شود

عشق سرمست او می‌نوشد مدام

عقل مخمور و بگفت و گو بود

هر که باشد بندهٔ سلطان ما

بر در او پادشه انجو بود

از ازل یاری که دارد دولتی

تا ابد دایم به جست و جو بود

نعمت‌الله میر سرمستان ما است

میر میران نزد او میرو بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۵در رحمت خدا به ما بگشود
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۶دولتی خوش خدا به ما بخشید
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.