پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸۰

قطره و دریا همه از ما بود

آب عین قطره و دریا بود

موج دریائیم و دریا عین ما

عین ما بر ما حجاب ما بود

چشم عالم روشنست از نور او

دیده ای بیند که او بینا بود

ز آفتاب حسن او هر ذره ای

در نظر چون ماه خوش سیما بود

در دو عالم هرچه آید در نظر

حضرت یکتای بی همتا بود

دل به میخانه کشد ما را مدام

میل رند مست با مأوا بود

در همه جا نعمت الله را بجو

جای این بی جای ما هر جا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۴بحر ما دریای بی پایان بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۵بحر ما دریای بی پایان بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۶جان بی جانان تن بی جان بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۷عقل کل در عشق سرگردان بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۸نقل ما چون نقد سرمستان بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۹جان بی جانان تن بی جان بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.