پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۹

آبروی ما ز چشم ما بود

این چنین سرچشمه ای اینجا بود

می رود آبی روان بر روی ما

سو به سو در عین ما دریا بود

عالمی آئینه دار حضرتند

در همه آئینه او پیدا بود

روی او بیند به نور روی او

هر که او را دیدهٔ بینا بود

موج دریائیم و دریا عین ما

ما به ما بیند کسی کَز ما بود

اسم اعظم چون صفات ذات اوست

جمله اشیا جامع اسما بود

هیچ شی بی نعمت الله هست نیست

نعمت الله با همه اشیا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴بحر ما دریای بی پایان بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵بحر ما دریای بی پایان بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶جان بی جانان تن بی جان بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷عقل کل در عشق سرگردان بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸نقل ما چون نقد سرمستان بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.