پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

هر که درد تو کشد از پی درمان نرود

آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و ریحان نرود

خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد

بار دیگر به لب چشمهٔ حیوان نرود

گر نه امید لقای تو بود در جنّت

هیچ عاشق به سوی روضهٔ رضوان نرود

مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی

گر نه از خانه همان به که به میدان نرود

هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم

لیکن این لاشه ضعیف است و به قربان نرود

در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد

که غمش تا به ابد از دل بریان نرود

چند گفتی به هوس از پی دل چند روی

عاشق دلشده چون از پی جانان نرود

نعمت‌الله ز الطاف تو گوید سخنی

عاشق آن است که جز در پی جانان نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶دولتی خوش خدا به ما بخشید
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.