پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۷

آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود

جامع ذات و صفاتش نزد ما اسما بود

ز آفتاب حسن او عالم منور شد تمام

همچنان روشن بود مجموع عالم تا بود

نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست

بحر می داند که او با ما درین دریا بود

ما چنین تشنه به هر سو می دویم از بهر آب

ای عجب آبی که ما جوئیم عین ما بود

آن یکی در هر یکی کرده تجلی لاجرم

هر یکی در ذات خود یکتای بی همتا بود

فی المثل یک دایره این شکل عالم فرض کن

حق محیط و نقطه روح و دایره اشیا بود

مجلس عشقست و سید مست و ساقی در حضور

جنت است و هم لقاگر بایدت اینجا بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۴بحر ما دریای بی پایان بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۵بحر ما دریای بی پایان بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۶جان بی جانان تن بی جان بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.