پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵

در رحمت خدا به ما بگشود

این چنین در خدا به ما بگشود

در گنجینهٔ حدوث و قدم

به گدایان بینوا بگشود

نقد گنجینه را به ما بنمود

چشم ما را به عین ما بگشود

در به بیگانگان اگر در بست

همه درها به آشنا بگشود

گر در صومعه ببست چه شد

در میخانه حالیا بگشود

برقع کاینات را برداشت

این معمای ما به ما بگشود

مشکلاتی که بود حلوا کرد

چشم ما را به آن لقا بگشود

جان ما بود بستهٔ عالم

کرمی کرد و بنده را بگشود

این عنایت نگر که سید ما

در به این بندهٔ گدا بگشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۰قطره و دریا همه از ما بود
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۱هر که چون ما غرقهٔ دریا بود
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۲هرکه را ذوقش به سوی ما بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۳روح اعظم ذرهٔ بیضا بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۴بحر ما دریای بی پایان بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.