پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰

بیا ای یار و بر اغیار می‌خند

بنوش این جام و با خمار می‌خند

یکی ایمان گزید و دیگری کفر

تو مؤمن باش و با کفار می‌خند

یکی با تو نعم گوید یکی لا

تو با اقرار و با انکار می‌خند

چو دنیا نیست مأوای حکومت

دلا بر ریش دنیادار می‌خند

زبان بربند و خامش باش در عشق

مشو بی ‌زار و بر آزاد می‌خند

بیا چون نعمت‌الله ناظر حق

ببین دیدار و بر دیدار می‌خند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳چشم ما روشن به نور او بود
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵در رحمت خدا به ما بگشود
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶دولتی خوش خدا به ما بخشید
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۸کون جامع جامع اسما بود
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۹آبروی ما ز چشم ما بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.