پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۴

دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد

این عنایت بین که چون با بخت من افتاد باد

در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار

بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد باد

هر کسی کو می‌خورد جام غم انجام غمش

نوش جانش باد دایم در جهان دلشاد باد

خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم

عمر رندان باد دایم میکده آباد باد

هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه

عقل بی ‌بنیاد باشد کار بی ‌بنیاد باد

دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه

مجلس رندان و کوی باده نوشان شاد باد

هر که باشد بندهٔ سید غلام او منم

بندهٔ سید همیشه از غمان آزاد باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهاد
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجد
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آورد
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار می‌خند
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱عاشقانی که در جهان باشند
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۳چشم ما روشن به نور او بود
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.