پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۳

ما را به غیر او نبود التفات هیچ

زیرا که نیست جز کرم او نجات هیچ

خضر و هوای چشمه و آب حیات و ما

نبود به جز زلال وصالش حیات هیچ

ای جان همیشه شادی تو باد ورد دل

وی دل مباد جز غم عشقش دوات هیچ

هیچست این جهان و تو دل را در او مپیچ

وین بند پیچ پیچ مپیچان به پات هیچ

در حضرتی گریز که روحانیان قدس

جز حضرتش دگر نکند التفات هیچ

در عرصهٔ ممالک او هر دو کون پست

با ملک کبریائی او کاینات هیچ

سید تو جان بباز به عشقش که غیر او

شایسته نیست در دو جهان خونبهات هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتاد
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهاد
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجد
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸ساقیی جام سوی ما آورد
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۰بیا ای یار و بر اغیار می‌خند
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۱عاشقانی که در جهان باشند
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۲دیدهٔ ما چو روی او بیند
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.