پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۸

تبخال زده بر لب من خسته از آن است

گویی که چو من بر لب شیرین نگران است

صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین

چون دید که حال لب دل خسته چنان است

گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام

بر لعل لب ما تو بببین کاین چه نشان است

از اشک شکر بار من بوسه بسی داد

جوشیدن این لب همه شیرینی آن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتاد
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۶آب چشم ما به هر سو رو نهاد
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۷در دلم غیر او نمی‌گنجد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.