پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۴

مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات

سرگشته در آن کوچه چو پرگار خرابات

هر کس پی کاری و حریفی و ندیمی

ما را نبود کار به جز کار خرابات

سر حلقهٔ رندان سراپردهٔ عشقیم

هم صحبت ما خدمت خمار خرابات

از عقل مجو صورت میخانهٔ معنی

از ما طلب ای یار تو اسرار خرابات

در زمزمهٔ مطرب عشاق کلامم

حیران شده ات بلبل گلزار خرابات

از غیرت آن شاهد سرمست یگانه

دیّار نمی گنجد در دار خرابات

ایام به کام است و حریفان به مرادند

از بندگی سید سردار خرابات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۶نعمت الله مظهر ذات و صفات
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوست
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است
  4. غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.