پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۵

مائیم و می صحبت رندان خرابات

سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات

میخانهٔ ما وقف و سبیل است به رندان

جاوید به فرمودهٔ سلطان خرابات

مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم

دل داده و جان نیز به جانان خرابات

خوانی است خرابات نهاده بر رندان

خوردیم بسی نعمت از این خوان خرابات

جمعی ز سر زلف بتی گشته پریشان

جمعیت از آن یافت پریشان خرابات

ذوقی که دلم راست به عالم نتوان گفت

این ذوق طلب کن تو ز یاران خرابات

در کوی خرابات نشستیم به عشرت

با سید سرمست و حریفان خرابات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۷فانی تمام خدمت اوست
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است
  3. غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.