پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۶

نعمت الله مظهر ذات و صفات

گه صفاتش می نماید گاه ذات

عارفی چون او در این عالم که دید

جمع کرده ممکنات و واجبات

او به او باقی و ما باقی به او

عمر جاوید است او را این حیات

او یک است و گر یکی گوید که دو

تو یکی می گو مگو آن تُرَهات

دُرد دردش دردمندانه بنوش

زانکه درد او تو را باشد دوات

می کنم علم معانی را عمل

کی پرستم صورت لات و منات

سالها باید که تا پیدا شود

همچو سید سیدی در کاینات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۸تبخال زده بر لب من خسته از آن است
  2. غزل شمارهٔ ۴۵۹ملک داری همه به تدبیر است
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۰عشق را مسجد و میخانه یکی است
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۱عشق آمد و عقل کرد غارت
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۲عمر بی او که بر سر آری هیچ
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۳ما را به غیر او نبود التفات هیچ
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۴دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۵آب چشم ما به روی ما فتاد
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.