پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰

بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست

جهان صورت و معنی همه دیدم به کام تست

به باطن آفتابی تو به ظاهر ماه خوانندت

شده دور قمر روشن هم از بدر تمام تست

اگرحوری اگر رضوان تو را بیند همی گویند

سلام الله سلام الله سلام ما پیام تست

خدا عالم تو را بخشید ای سلطان انس و جان

بهشت جاودان داری همه عالم زمام تست

به جان ساقی رندان که مستان ذوق می داند

توئی آب حیات ما و جام جم ز جام تست

اگر چه ما و هم یاران سخن گوئیم مستانه

ولی خوشتر ازین و آن کلام بانظام تست

تو خورشیدی و ما سایه منور گشته از نورت

پناه نعمت اللهی همه در اهتمام تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲دنیی دون بی وفا هیچست
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳دل به دنیا مده که آن هیچست
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۴هرچه او می دهد همه داده است
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۵دوای درد دل ای یار دردست
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۶دل ما در هوای الوند است
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۷دامن دلبر اگر آری به دست
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۸عاشقانه به عشق او سرمست
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۹نوش بادا مرا شراب الست
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.