پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۸۲

آفتاب حسن او عالم منور ساخته

نقش عالم از مثال خود مصور ساخته

در میان دایره خوش خط موهومی کشید

صورت قوسین از آن معنی محور ساخته

جملهٔ اعیان عالم مظهر اسماء اوست

عین هر فردی به انعامی مقرر ساخته

یک الف بنوشت و هفت آیت از آن آمد پدید

هفت هیکل حافظ این هفت کشور ساخته

جود او مجموع موجودات را داده وجود

خاک را کرده نظر آن خاک را زر ساخته

خوش حبابی در محیط عشق او پیدا شده

قبه‌ای بر روی آب از عین ما بر ساخته

صورت و معنی عالم جمع کرده در یکی

و آن یکی در دو جهان سلطان و سرور ساخته

در میان آب بنشستیم در دریای عشق

عین ما از آب روی داده خوشتر ساخته

گنج پنهان بود پیدا کرد‌ه‌ است بر بینوا

پادشاه از لطف خود با بینوا در ساخته

اسم اعظم نعمت‌اللّه را عطا کرده به من

بنده‌ای را سیدی در بحر و در بر ساخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۳۸۴عشق او شمع خوشی افروخته
  2. غزل شمارهٔ ۱۳۸۵خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده
  3. غزل شمارهٔ ۱۳۸۶نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته
  4. غزل شمارهٔ ۱۳۸۷نور رویش دیدهٔ مردم منور ساخته
  5. غزل شمارهٔ ۱۳۸۸پادشاهی با گدائی ساخته
  6. غزل شمارهٔ ۱۳۸۹عشق او خوش آتشی افروخته
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۹۰بر همه ذرات عالم آفتابی تافته
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۹۱عقل در کوی عشق سرگشته
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.