پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۰

ماییم کز جهان همه دل برگرفته‌ایم

جان داده‌ایم و دامن دلبر گرفته‌ایم

مست و خراب و عاشق و رندیم و باده‌نوش

آب حیات از لب ساغر گرفته‌ایم

چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است

رندانه ما طریق قلندر گرفته‌ایم

صدبار خوانده‌ایم کلام خدا تمام

امروز فاتحه دگر از سر گرفته‌ایم

عشق آتشی گرفته و در جان ما زده

ما شمع‌وار از آتش او در گرفته‌ایم

بر لب گرفته‌ایم لب جام می مدام

دامان ساقی و لب کوثر گرفته‌ایم

یاران ندیم مجلس ما نعمت الله است

بنگر که ما حریف چه درخور گرفته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲عشق است که مبتلای اوئیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳زنده به حیات عشق اوئیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ما مظهر نور مصطفائیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ما خود بینیم و خود نمائیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸غرقهٔ بحر بیکران مائیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.