پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۳

زنده به حیات عشق اوئیم

پیوسته به عشق او نکوئیم

ما ساده دلیم و آینه هم

با او یک رو و رو بروئیم

گوئیم هر آنچه او بگوید

بی گفتهٔ او سخن نگوئیم

بحریم و حباب و موج و جوئیم

در آب نشسته آب جوئیم

ای عشق بیا که جان مائی

وی عقل برو که ما ولوئیم

نقشی که خیال غیر بندد

از چشمهٔ چشم خود بشوئیم

با سید خویشتن حریفیم

در خدمت بندگی اوئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ما مظهر نور مصطفائیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ما خود بینیم و خود نمائیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸غرقهٔ بحر بیکران مائیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ما بندهٔ مطلق خدائیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱بندهٔ سید سرمستانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲به سر خواجه که ما مستانیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.