پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۲

عشق است که مبتلای اوئیم

در هر حالی برای اوئیم

مستیم و حریف می فروشیم

خاک در آن سرای اوئیم

دل داده به باد در خرابات

سرگشته و در هوای اوئیم

در بحر محیط غرق گشتیم

مائیم که آشنای اوئیم

درد آمد و دردمند میجست

می گفت که ما دوای اوئیم

چون اوست دوای بینوایان

ما بندهٔ بینوای اوئیم

از دولت بندگی سید

شاهیم ولی گدای اوئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ما مظهر نور مصطفائیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ما خود بینیم و خود نمائیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸غرقهٔ بحر بیکران مائیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ما بندهٔ مطلق خدائیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱بندهٔ سید سرمستانیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.