پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۹

ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم

ما باده پرستیم و از این خلق جدائیم

بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست

بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم

روحیم که در جسم نباشد که نباشیم

موجیم که در بحر به یک جای نیائیم

در صومعهٔ سینهٔ ما یار مقیمست

ما از نظرش صوفی صافی صفائیم

ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب

ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم

مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار

ما سایه نجوئیم همائیم همائیم

مائیم که از ما و منی هیچ نماندست

در عین بقائیم و منزه ز فنائیم

گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم

گاهی شده در غرب و گه از شرق برائیم

سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم

در خود نگرستیم خدائیم خدائیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱بندهٔ سید سرمستانیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲به سر خواجه که ما مستانیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۰۴مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ظاهراً جسم و باطناً جانیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۶ما ساقی سرمست خرابات جهانیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۷از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۸نو فروشان کهنه پوشانیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.