پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۹۴

چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم

از آنکه در خم چوگان عشق چون گوئیم

چو آب جوی به هر سو اگرچه می گردیم

از آب جو به جز از آب جو نمی جوئیم

به خواب دیدهٔ ما گر خیال غیری دید

به آب چشم خیالش ز دیده می شوئیم

به هر طرف که رود می رویم در قدمش

به هر طریق که باشیم همره اوئیم

ز بوی سنبل و زلفش چو مشک بوئی یافت

به عشق بوی خوشش بوی مشک می بوئیم

چو آفتاب جمالش به ما تجلی کرد

به نور طلعت او روشنیم و مه روئیم

بیا که گفتهٔ سید به ذوق می خوانند

شنو به ذوق که ما هم به ذوق می گوئیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ما مظهر نور مصطفائیم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ما خود بینیم و خود نمائیم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸غرقهٔ بحر بیکران مائیم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ما بندهٔ مطلق خدائیم
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰۱بندهٔ سید سرمستانیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰۲به سر خواجه که ما مستانیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰۳ما مرشد عشاق خرابات جهانیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.