پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۳

ما دم از عشق در قدم زده ایم

پیش از این دم ز عشق دم زده ایم

کاف کن در کتاب کون نبود

که خیالش به جان رقم زده ایم

غم نداریم از همه عالم

شادی عشق جام جم زده ایم

مطرب بزم باده نوشانیم

ساز عشاق زیر و بم زده ایم

حرف عشقش نوشته ایم به جان

دفتر عقل را قدم زده ایم

در طریقی که نیست پایانش

عاشقانه بسی قدم زده ایم

از وجود و عدم مگو سید

که وجود و عدم به هم زده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸باز ساز عشق را بنواختیم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ماییم کز جهان همه دل برگرفته‌ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱همه جا طالب وصال توایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲عشق است که مبتلای اوئیم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.