پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۱

در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم

توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده‌ایم

عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریف

فارغیم و در دهان شیخ و شاب افتاده‌ایم

دیدهٔ ما تا خیال روی او در خواب دید

گوشه‌ای بگزیده‌ایم و خوش به خواب افتاده‌ایم

گر نه فصل هجر می‌خوانیم این گفتار چیست

ور نه بحث وصل داریم از چه باب افتاده‌ایم

ما ز پا افتاده‌ایم افتادگان را دست گیر

کز هوای جام می در اضطراب افتاده‌ایم

تا ز سودای سر زلفش پریشان گشته‌ایم

مو به مو چون زلف او در پیچ و تاب افتاده‌ایم

نعمت الله در کنار و ساغر می در میان

بر در میخانه مست و بی حجاب افتاده‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ما دم از عشق در قدم زده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸باز ساز عشق را بنواختیم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ماییم کز جهان همه دل برگرفته‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.