پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۸۰

درس عشق از دفتر جان خوانده ایم

نقش عقل از پیش دیده رانده ایم

از سر هر دو جهان برخواستیم

آن یگانه در نظر بنشانده ایم

صدهزاران گوهر از دریای عشق

بر سر عشاق خود افتاده ایم

تا همه رندان ما مستان شوند

در خرابات فنا وا مانده ایم

گفتهٔ سید خوش بخوان و خوش بگو

ما کلام حق تعالی خوانده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲مست و رند و لاابالی در جهان افتاده‌ایم
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ما دم از عشق در قدم زده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴دردمندیم و به امید دوا آمده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایم
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸باز ساز عشق را بنواختیم
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.