پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۳

صدف و گوهریم و بحر و حباب

جوهرش آب و گوهرش دریاب

قدمی نه درآ درین دریا

نظری کن به عین ما در آب

بزم عشقست و عاشقان سرمست

باده نوشند شادی اصحاب

بر در می فروش رندانه

با مسبب نشسته بی اسباب

آفتابی به ماه رو بنمود

نور مهر است و نام او مهتاب

چشم پندار ما عیان بیند

گر خیالش تو دیده ای در خواب

نعمت الله عطای سید ماست

هب بی عوض دهد وهاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۵موجیم و حباب هر دو یک آب
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۶آفتابی رو نموده مه نقاب
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۷آفتابی ز ماه بسته نقاب
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شب
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۲هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.