پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۲

گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب

نقشبندی کن روان بر آب چشم ما چو آب

آینه بردار و تمثال جمال او نگر

جام می بستان که ساقی می نماید در شراب

سنبل زلفی که بینی نافه ای دان پر ز مشک

در چمن هر گل که چینی شیشه ای دان پر گلاب

بر در میخانه بگذر تا ببینی آن یکی

مست با رندان نشسته باده نوشان بی حجاب

ذره ای از نور او بنموده خوش ماهی تمام

سایه بان حسن او را سایه کرده آفتاب

ساقی ما می به ما از خم وحدت می دهد

بی حسابش نوش کن کاین را نمی باشد حساب

نعمت الله می دهد فتوی که این می را بنوش

من حلالش می خورم والله اعلم بالصواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴موج است و حباب هر دو یک آب
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۵موجیم و حباب هر دو یک آب
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۶آفتابی رو نموده مه نقاب
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۷آفتابی ز ماه بسته نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشب
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شب
  7. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۱در دیار تو غریبیم و هوادار غریب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.