پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۱۱

این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب

روشن تر است نور وی از نور آفتاب

موج و حباب و قطره و دریا به چشم ما

عارف چو بنگرد بنماید به عین آب

بیدار شو ز خواب به بیداریش ببین

نقش خیال او نتوان دیدنش به خواب

دستش به دست آور و دامان او بگیر

جامی از او طلب کن و بستان ازو شراب

شادی روی ساقی ما جام می بنوش

تا همچو ما شوی ابدالمست و هم خراب

بگذار نور و ظلمت و بگذر ز روز و شب

جانان ما طلب که بُود جان و تن حجاب

الهام سید است که گوید به بندگان

ورنه چنین سخن نتوان گفت در کتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۳صدف و گوهریم و بحر و حباب
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴موج است و حباب هر دو یک آب
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۵موجیم و حباب هر دو یک آب
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۶آفتابی رو نموده مه نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۷آفتابی ز ماه بسته نقاب
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه ما از در در آمد نیمشب
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۹دردمند و دردنوشم روز و شب
  8. غزل شمارهٔ ۱۲۰نعمت الله نور دین دارد لقب
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.