پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۱۶

گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم

مائیم و همین کار و دگر کار نداریم

بر دیده نگاریم شب و روز خیالش

خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم

در دامن او دست زدیم از سر مستی

گر سر برود دامن وصلش نگذاریم

عمری است که در کوی خرابات مقیمیم

این یک دو نفس نیز در اینجا به سر‌ آریم

روشن شده از نور خدا دیدهٔ سید

جز نور وی ای یار کجا در نظر آریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۱۸مائیم ز نار عشق آدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱۹باز رستیم از وجود و از عدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۰فارغیم از وجود و هم ز عدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۱آفتابیست حضرت آدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲در آینهٔ وجود آدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳سه نقطه یک الف همی نگرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴شیخ ما بود در حرم محرم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵منصب مستان ما ترک وجود و عدم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.