پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۰

فارغیم از وجود و هم ز عدم

بی خبر از حدوث و هم ز قدم

در خرابات مست می گردیم

رند و ساقی رسیده ایم به هم

ای که گوئی شراب می نوشی

خوش سؤالی جواب هست نعم

از وجود ای عزیز ما بگذر

شادمان باش در عدم به نعم

خوش بود همدمی چو جام شراب

گرچه باشد دمی چنان همدم

عشق آمد طرب به ما بخشید

خیر ما بود در چنین مقدم

در دو عالم یکی بود سید

وحده لاشریک له فافهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۲۲در آینهٔ وجود آدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۲۳سه نقطه یک الف همی نگرم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲۴شیخ ما بود در حرم محرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۲۵منصب مستان ما ترک وجود و عدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۲۶مقصود توئی ز جمله عالم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۲۷همدمی گر طلب کنی یک دم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲۸تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۲۹در مجمر عشق سوخت عودم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.