پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۹

در مجمر عشق سوخت عودم

آتش شدم و نماند دودم

از دیدن غیر دیده بستم

تا دیده به روی او گشودم

چون سایه به آفتاب بنمود

شخصی بودم دو می نمودم

چون قطره به بحر عشق پیوست

اکنون چه زیان بود چه سودم

خود دیدم و خود نمودم ای دوست

خود گفتم و باز خود شنودم

آن دم که نبود بود عالم

در خلوت خاص عشق بودم

دیدم دو جهان خیال سید

تا زنگ ز آینه زدودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۳۱مدتی شد که به جان در پی جانان خودم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳۲تا جمالش دیده ام حیران شدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳۳عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۵در خرابات گرد گردیدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۶روشن است از نور رویش چشم مست سیدم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۳۷به هرحالی که پیش آید خیالی نقش می بندم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳۸عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.