پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۲

تا جمالش دیده ام حیران شدم

همچو زلفش بی سر و سامان شدم

آفتاب حسن او چون رو نمود

من چو سایه از میان پنهان شدم

جام درد و دُرد عشقش خورده ام

مبتلای درد بی درمان شدم

مطرب عشاق شعری خوش بخواند

من به ذوق آن غزل رقصان شدم

در خرابات مغان مست و خراب

همدم ساقی میخواران شدم

نقد گنج عشق او دادم از آن

ساکن کنج دل ویران شدم

بندهٔ سید شدم از جان و دل

در دو عالم لاجرم سلطان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۳۴نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۳۵در خرابات گرد گردیدم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۳۶روشن است از نور رویش چشم مست سیدم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳۷به هرحالی که پیش آید خیالی نقش می بندم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۳۸عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۳۹توبه از زهد و زاهدی کردم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴۰گر بر افروزد آتش در دم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴۱عشق آمد که بلا آوردم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.