پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳۸

عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم

جام می دارم و در دور روان می گردم

درد دل دارم و درمان خوشی می جویم

درد می نوشم و رندانه به جان می گردم

در خرابات چو کام دل خود می یابم

روز و شب گرد خرابات از آن می گردم

ساقیم هر نفسی جام دگر می بخشد

من سرمست از این است چنان می گردم

هر کجا آینه ای در نظرم می آید

روی او می نگرم زان نگران می گردم

آفتاب رخ او ملک جهان را بگرفت

من چو سایه ز پیش گرد جهان می گردم

نعمت الله در میکده بگشاد دگر

زین گشاد است که من بسته میان می گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۰گر بر افروزد آتش در دم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۱عشق آمد که بلا آوردم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۲دل دارم و جان بدو سپردم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۳عشق او هر ساعتی بنوازدم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴آتش عشق تو جان می سوزدم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.