پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲

دل دارم و جان بدو سپردم

نیکی کردم نکو سپردم

با زلف نگار عهد بستم

بشکستم و مو به مو سپردم

هر نقش که در خیال آمد

او دیدم و او به او سپردم

با آینه روبرو نشستم

تمثال خوشی به او سپردم

رفتم به طریق جانسپاری

این راه نگر که چون سپردم

دل رفت و ندانمش کجا رفت

ره بستم و سو به سو سپردم

گوئی که سبوکش است سید

خم یافتم و سبو سپردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴آتش عشق تو جان می سوزدم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷خوش حیاتی که پیش او میرم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸هر کجا حسن خوشی می نگرم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹در همه آینه یکی نگرم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰جام گیتی نماست در نظرم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.