پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

در همه آینه یکی نگرم

آن یکی در هزار می شمرم

هر چه بینم به نور او بینم

جام گیتی نماست در نظرم

زندهٔ جاودان منم که به عشق

جان به جانان خویش می سپرم

او خبیر است و من خبیر خبیر

تا نگوئی ز خویش بی خبرم

عارفانه مدام در سیرم

هر زمان در ولایت دگرم

پای بوسش اگر دهد دستم

از سر کاینات در گذرم

نعمت الله چو نور چشم منست

جام و جم را به همدگر نگرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲عشق او در میان جان دارم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳هر چه خواهی بجو که آن داریم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴خوش خیالی را به خوبی دیده ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵نیم شب خوش آفتابی دیده ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶تا جمالش در تجلی دیده‌ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷تا گلی از گلستانش چیده ام
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸بر در میخانه مست افتاده ام
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.