پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۵۵

نیم شب خوش آفتابی دیده ام

آفتابی مه نقابی دیده ام

دیده ام روشن به نور روی اوست

تا نپنداری که خوابی دیده ام

در رخ هر ذره ای کردم نظر

از همه رو آفتابی دیده ام

آن چنان آب حیاتی یافتم

لاجرم در دیده آبی دیده ام

بی وجود حضرت او کاینات

در عدم شکل سرابی دیده ام

مدتی شد تا نمی بینم حجاب

زان که این دیده حجابی دیده ام

نعمت الله را اگر یابی بگو

عاشق و مست و خرابی دیده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷تا گلی از گلستانش چیده ام
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸بر در میخانه مست افتاده ام
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۹من در این ره نیز بوئی برده ام
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۰باز سرمست جام جم شده ام
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۶۱پادشاهی می کنم تا بنده ام
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۶۲زآفتاب مهر او تابنده ام
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶۳عاشق روی نازنین توام
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۶۴حالی است مرا با می و مستان که چه گویم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.