پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۴

حالی است مرا با می و مستان که چه گویم

رازیست میان من و رندان که چه گویم

بزمیست ملوکانه و ساقی که چه پرسی

من عاشق سرمست حریفان که چه گویم

چون بلبل سودازده در مجلس عاشق

آورده ام این صورت بستان که چه گویم

هر نقش خیالی که مرا در نظر آید

گویم که بگوئید به جانان که چه گویم

از روز ازل عاشق مستم چه توان کرد

باشم ابدا مست بدان سان که چه گویم

خود خوشتر ازین قول که گفتم نتوان گفت

ذوقیست در این گفتل مستان که چه گویم

گنج ار طلبی کنج دل سید ما جو

نقدیست درین گوشهٔ ویران که چه گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۶بنمود جمالی به کمالی که چه گویم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸داریم حضوری و سرابی که چه گویم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹غرقهٔ آب و آب می جویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰سخنی خوش به ذوق می گویم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.