پرش به محتوای اصلی
شاه نعمت‌الله ولی شاه نعمت‌الله ولی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۵

داریم نگاری به کمالی که چه گویم

حسنی که چه پرسی و جمالی که چه گویم

خوش نقش خیالی است که نور بصر ماست

نقشی و چه نقشی و خیالی که چه گویم

ساقی قدحی بادهٔ مستانه به من داد

زان آب حیاتی و زلالی که چه گویم

شمع است و شبستان و می و شاهد سرمست

بزمی است ملوکانه و حالی که چه گویم

در آینهٔ دیدهٔ سید بتوان دید

تمثال جمالی به مثالی که چه گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۷نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶۸داریم حضوری و سرابی که چه گویم
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹غرقهٔ آب و آب می جویم
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰سخنی خوش به ذوق می گویم
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲می خوردم و از خمار رستم
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴رفتم به در خانه میخانه نشستم
همه‌ی غزلیات ←

شاه نعمت‌الله ولی درباره‌ی شاه نعمت‌الله ولی

سید نورالدین نعمت‌الله بن محمد کوه بنانی کرمانی (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴ هجری قمری) از صوفیان بنام ایران و قطب دراویش نعمت‌اللهی است. دیوان این صوفی بزرگ شاعر را آقای مهرداد بیات با استفاده از نسخهٔ دیجیتالی سایت تصوف ایرانی برای گنجور آماده و رفع اشکال نموده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.